«درست است که جمهوری اسلامی بر پایه ی مخالفت مبنایی با جدایی دین و اخلاق از سیاست و یا به عبارتی سکولاریسم شکل گرفته و منادی پیوند دین و اخلاق با سیاست است، اما خطری که نظام برخاسته از آرمانهای متعالی و زمینه های مستعد فرهگی و تاریخی را تهدید می کند، سیاسی شدن دین و اخلاق، ابزارگرایی دینی و یا به عبارتی ماکیاولیسم مذهبی است.»
«انقلاب اسلامی و مبانی باز تولید آن» اثر ارزشمند عماد الدین افروغ، به بررسی انقلاب اسلامی از حیث جامعه شناسی انقلاب پرداخته است. عماد الدین افروغ که عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس است کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه شیراز در رشته جامعه شناسی اخذ کرد، سپس مدرک دکترای خود را نیز در همین رشته از دانشگاه تربیت مدرس گرفت.
در این کتاب سعی شده است تا با برشمردن تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلاب های بزرگ جهان مدل تحلیلی ارائه شود که توانایی تحلیل انقلاب اسلامی را داشته باشد.
«اعتقادم این است که این انقلاب آن طور که باید و شاید تئوریزه نشده و برپایه ی این مسئله ی حیاتی، استراتژی بلند مدت نظام در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تدوین نگردیده است و ریشه مصائب اصلی ما نیز در همین مساله است»
او بر این نظر است که انقلاب اسلامی در حال حاضر بیش از هر چیز نیازمند نقد است، آن هم نقدی که او آن را «درون گفتمانی» می نامد.خود نیز در این را پیش قدم شده و مواردی را بیان می دارد. از مواردی که او در نقد انقلاب اسلامی بر آن تاکید دارد حفظ مشروعیت نظام است:
«حقانیت یک نظام ناظر به محتوا، کیفیت، غایات و جهت گیری های اصلی و ویژ گی های اشخاص حاکم و ابعاد تکلیفی نظام است. مقبولیت نیز ناظر به چگونگی و شیوه حکومت، ابعاد شکلی و حقوقی افراد، کارامدی، رضایت و پذیرش عمومی نظام است.
پیامد این نوع نگاه به مشروعیت این است که اگر نظامی مقبول و مورد رضایت باشد، اما به لحاظ نگاه جوهری و ساختاری حقانیت نداشته باشد، نظامی مشروع نیست و برعکس، ممکن است نظامی حقانیت داشته باشد اما مردم از آن راضی نباشند؛ چنین نظامی نیز مشروع نخواهد بود»
او برای تبیین انقلاب اسلامی برخلاف دیگر نظریات انقلاب که بر اساس فلسفه دوران مدرن و پست مدرن تدوین شده اند از حکمت متعالیه و نگاه صدرایی امام خمینی استفاده می کند.
نویسنده فصلی از کتاب را به مقایسه دو گفتمان انقلاب اسلامی و مشروطه اختصاص داده است:
«مشروطه هرچند کوشید تا در راستای توجه به حقوق و آزادی و قانون گرایی در کشور تحول ایجاد کند و در این زمینه نیز آثاری از خود به جای گذاشت، اما نتوانست گفتمان نظری نو ظهوری را جایگزین نماید که جمع کننده ی نظری و اجتماعی نیروهای مختلف اجتماعی در جهت دستیابی به پیشرفت و ترقی وعده داده شده باشد، به نظر نگارنده، ضعف اصلی این گفتمان علاوه بر عدم سنخیت با زمینه های فرهنگی و تاریخی ایران، در نگاه سطحی و کم مایه ی آن به مسئله مشروعیت است »
نویسنده در دیگر فصول کتاب خود به صورت جداگانه به بررسی مشروعیت، آزادی و دموکراسی از دید امام خمینی می پردازد:
«امام نقش مردم را با فرض بر اسلام خواهی آنان، تنها در تعیین شکل حکومت نافذ می دانند و تعیین ضابطه و محتوای حکومت را از آن اسلام و قوانین اسلامی می دانند که در نظریه ولایت فقیه ایشان تجلی میابد.»
اصولگرایی خلاق و انتقادی از موارد دیگری است که نویسنده به بررسی آن می پردازد. افروغ در عالم سیاست نیز همیشه سعی داشت تا این اعتقادات را پیاده کند؛ او اگرچه خودرا اصولگرا می داند اما به شدت با محافظه کاری و مصلحت گرایی به مقابله می پردازد، می توان او را از پیشگامان اصولگرایی خلاق به شمار آورد که در میان جوانان مذهبی نسل سوم انقلاب طرفداران زیادی دارد.
به این کتاب نیز همانند دیگر دست نوشته های بشری انتقاداتی وارد است اما نوع نگاه نویسنده به انقلاب اسلامی و تلاش وی برای دست یابی به شیوه ی تحلیل متفاوت از نظریات غربی، شایسته تقدیر بسیار است.