مطلب فوق حاصل کار دانشجویی در درس جامعه شناسی انحرافات است که در بهار 87 توسط خانم ها(جلیلی،خاکی،عبدلله پور،نیک زاد و وهاب زاده)انجام شد.بدلیل کم بود اطلاعات در این زمینه تنها منبعی که توانست مورد استفاده قرار گیرد سایتهای اینترنتی می باشد که آمارهای موجود در آن نیز جای تامل دارد.تا کنون با فراگیر بودن این مساله در مناطقی از ایران متاسفانه کار بخصوصی صورت نگرفته است و امید آن داریم با اصلاحات قانونی و توجه بیشتر محققین این آسیب اجتماعی کاهش یابد.
16 سال پيش در 9 اردیبهشت1370 شمسي ، دکترغلامحسين صديقي استاد، محقق و جامعه شناس صاحبنظرايراني ، در سن 87 سالگي ديده از جهان فروبست .
دکتر صديقي را بنيانگذار جامعه شناسي در ايران مي دانند . او صاحب دو دانشنامه دکتراي دولتي فلسفه و جامعه شناسي ازفرانسه بود .
غلامحسين صديقي در دوازدهم آذرماه 1284 شمسي در محله ي سرچشمه ي تهران متولد شد.ايشان علاوه بر عرصه ي علم ، در عرصه ي سياست هم مرد توانايي بود. ابتدا وزير پست و تلگراف و تلفن و پس از قيام 30 تير 1331 وزير کشور( و پس از مدتي نايب نخست وزير ) شد و تا آخرين دقايق کودتاي بيست و هشتم مرداد 1332 در کنار مصدق باقي ماند.
دکتر صديقي متاثر از مکتب جامعه شناسي فرانسوي و به ويژه دورکيم و موس بود و تبيين امر اجتماعي را در ارتباط با امر يا امور اجتماعي ديگرمي دانست.او تحت تاثير مکتب امپريک جامعه شناسي آمريکا قرار نگرفت .از تحليل هاي مارکسيستي به دور بود . براي فرهنگ و جامعه نقش زيادي قائل بود و ميان علم جامعه شناسي و فرهنگ ايران و معارف اسلامي پيوند زد.
او پس از اتمام تحصيلات خود به ايران آمد و به تدريس جامعه شناسي در دانشگاههاي ايران به ويژه دانشگاه تهران پرداخت .
بعد از اينکه در سال 1337 دکتر صديقي رياست موسسه ي مطالعات و تحقيقات اجتماعي را بر عهده گرفت گروه هاي تحقيقاتي مردم شناسي، جمعيت شناسي و آمار شکل گرفت و اولين موسسه ي تحقيقي بر اساس موازين علمي ايجاد شد.در همين دوران دوره ي ليسانس و فوق ليسانس در رشته ي علوم اجتماعي تاسيس شد .
وي ازاعضاي كميسيون ملي يونسكو نيز بود. همچنين درتأسيس انجمن آثارملي و مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي نقش بسزايي داشت.
در سال 1351 ايشان رئيس گروه جامعه شناسي دانشکده ي علوم اجتماعي شد و به رشد ساير رشته هاي علوم اجتماعي کمک بسيار کرد.
از او آثار بسياري به جاي مانده است . ازتأليفات مهم دكترصديقي «جنبشهاي ديني ايراني درقرون دوم و سوم هجري و تصحيح رساله هاي ابن سينا» را مي توان نام برد.
اين جمله تاريخي از او نقل شده . جمله اي که حاوي پاسخ وي به لويي ماسينيون به مناسبت دعوت او از دکتر صديقي براي تدريس در دانشگاه پاريس در زندان پس از 28 مرداد 1332 بود :
" ايران وطن من است و من به ايراني بودن خود افتخار مي کنم ، حتي اگر اين امر به بهاي جان من تمام شود، چون من هر چه دارم از اين آب و خاک است."
پ.ن:
به نقل از سایت تبیان
چگونه غرب با دین(به ویژه اسلام )مبارزه می کند؟
امروزه دنیای غرب از راه های متفاوتی سعی در حذف چهره ی دین در دنیا استفاده میکند.که این کارها در بعد وسیع تری نسبت به دین اسلام هم نسبت به دیگر ادیان اجرا می شود.در توضیح چگونگی عملکرد دنیای غرب می توان به ذکر 5 مورد(با توضیحی اجمالی) پرداخت.
گسترش هرچه بیشتر خرافات در دین میتواند راهی ساده و تاثیر گزار در پروژه ی حذف دین باشد با چالشی که پیش روی عالمان دینی و عوام قرار می دهد.در دین اسلام این خرافات به شدت در حال گسترش است که از نمونه هایش می توان به خرافات رایج در داستان کربلا و شهادت امام حسین (ع) اشاره کرد.
دیگر راه کار غرب برای مبارزه با دین شیوه ی برچسب زنی است که در این شیوه غرب سعی در گسترش این فرهنگ دارد که انجام واجبات و دستورات دینی نشانی بر عقب ماندگی و عدم درک درست از دنیای جدید توسط افراد دین دار است.به عنوان مثال گفتن این جمله که"هنوز داری نماز میخونی؟"
در این مورد آنها سعی بر این دارند که با ایجاد سرو صدا و شوری تبلیغاتی مانع از رسیدن صدای دین بشوند.در آمریکا حدود 8 میلیارد دلار صرف کارهای تبلیغاتی علیه دین می شود.این کارهای تبلیغاتی میتواند تولید فیلم های سینمایی و یا دیگر مقوله های فرهنگی باشد.
آنها این باور را در میان مردم می قبولانند که نمی شود هم دین داشت و هم علم از سرنوشت گالیله و دیگر اندیشمندان می توان در درک بهتر این مورد استفاده کرد.در حالیکه در قرآن ما مسلمانان 300 بار تعقل و مشتقاتش آمده
ماکس پلانک هم جمله ی معروفی دارد که"باید بر سر در علم بنویسی که ایمان باید داشته باشی"
در جامعه ما هم اینگونه مطرح شده که دین برای آخوندهاست و علم برای مهندس هادر حالبکه علم باید با معنویت مخلوط باشد معنویتی که خاصه برای قشر روحانیت نیست.
5.تحریف قرآن(در دین اسلام)
یکی از راههای ویژه غربیها برای مبارزه با دین اسلام است،غرب از راه های متفاوتی برای تحریف قرآن استفاده می کند و این ادعا را ایجاد کرده که چون تورات و انجیل تحریف شده است پس قرآن هم تحریف شده.
این 5 مورد راه کارهای آشکار و پنهان غرب در مبارزه ی با دین است به ویژه دین اسلام که دانشجوی متفکر و متعهد باید نسبت به آن هوشیار باشد.
وصیت نامه ی فرانتزفانون
(جامعه شناس متفکر الجزایری)
برویم رفقا بهتر است که از هم اکنون تصمیم بگیریم و ازاین ساحل دور شویم!بر ماست که دیواره ی این شب دیو پا و تیره دلی را که در آن غرقه بودیم بشکافیم و از آن بیرون آییم.خورشیدی که فردا در برابر ما طلوع می کند باید ما را استوار،اندیشمند و کستاخ یابد.وقتمان را با ترهات و اباطیل و تقلیدهای میمون وار و مهوع تلف نکنیم. ترک کنیم این اروپایی را که همواره از انسان سخن می گوید و همه جا در پیچ و خم کوچه های سرزمین خویش،در هر گوشه ی جهان،هر کجا که او را بیابد به کشتارش می پردازد.قرنها است که اروپا پیشرفت انسانهای دیگر ر ا با خشونت و وقاحت و شدت متوقف ساخته است و آن را برای مقاصد و پیروزی های خویش به خدمت گماشته است. اروپا زمام جهان را با خشونت و وقاحت و شدت به دست گرفته و خود را از قید آزرم و فروتنی رها کرده است. برادران!چگونه نمیتوان دریافت که جز دنباله روی اروپا راه بهتری در پیش است؟ اروپایی که همواره از انسان سخن می گوید و همواره اعلام میدارد که جز برای انسان غمی ندارد و امروز همه ی ما می دانیم که برای هر یک از پیروزی های وی انسان چه شکنجه ها که ندیده است!
برای مطالعه هر پدیده اجتماعی،محقق جامعه شناس معمولا آگاهانه یا نا آگاهانه پیش فرضی درباره آنچه می خواهد در مورد آن به مطالعه بپردازد در ذهن دارد. از این رو شناخت دیدگاه ها بازشناسی با پیش فرض ها و سوالات اساسی و روش پاسخ دادن به آنها ضروری است.
یکی از راههای میزان و نحوه تغییرات حاصل شده در نظریه های جامعه شناختی، شناسایی روند به کار گیری پیش فرض های متعدد در نظریه های است.
در اینجا به بیان سه نظریه ی اصلی(نظریه کارکردی،تضادی و کنش متقابل نمادی)در جامعه شناسی می پردازیم که به نظر می آید هر یک از نظریه های جامعه شناختی به گونه ای در اتباط با این نظریه های فوق بوده اند.
تهران چند درجه ريشتر؟!
زلزله علاوه بر اثرات مستقيم نظير مرگ و مير و سقوط
ساختمانها،داراي اثرات غير مستقيم هم است و اين همان اثرات اجتماعي و اقتصادي است
يعني سقوط شبكه هاي اجتماعي.
شدت زلزله يعني انرژي كه از خود رها ميكند را بر مقياس
معروف ريشتر محاسبه مي كنند. تقسيم بندي زلزله عبارت اند از:(great8 ريشتر و بيشتر، major9/7-7 ريشتر، strong9/6-6 ريشتر، moderate9/5-5ريشتر، minor9/4 ريشتر و كمتر)
هم اكنون انتظار است كه در مگا سيتي هايي نظير : توكيو،لوس
آنجلس،سانفرانسيسكو،استانبول،دهلي،تهران و جاكارتا زلزله بزرگ روي دهد.
جامعه شناسی خودمانی(صدا و سیما)
چند وقب بود که با یکی از بچه های کلاس دغدغه ی عدم صحبت کردن و اظهار نظر
کردن در بعضی موارد درسی راداشتیم که دانشجوی جامعه شناسی نمی تواند مسائل و
مشکلات را ببیند و بشنود و نظری ندهد به زعم خودمان آن را ناشی از شرایط کلاس و فضای
بسته ی تدریس بعضی اساتیدمان قرار دادیم و در یک حرکت پیشنهادی بنیانگذار سلسله
نشست هایی به نام جامعه شناسی خودمانی بین هم رشته ایی های خودمان شدیم که
دانشجویان هم کلاسیمان ویا بعضا" دانشجویان دیگر در این نشست ها که خودمانی
تر است و فضای بسته ی بعضی کلاس ها و شرایط جوی صحبت نکردن را ندارد،بنشینند و به
بحث در مورد مسائل مختلف بپردازند.
اولین نشست مان را که با حضور 7 نفر از بچه ها برگزار شد به نقش صدا وسیما
و انتقاد هایی به نحوه ی اجرا ،مدیریت و برنامه های آن پرداختیم.این نشست که حدود
2 ساعت به طول انجامید.بیشتر حول محور انتقاد به مدیریت غلط در بعضی قسمت های صدا
وسیما بود که به عنوان مثال ما در پخش بعضی سریال ها و علی الخصوص ساخت بعضی سریال
ها مشکلات اساسی داریم.رسانه ی ما تنها رسانه ی قوی و قدرتمند در کشورمان
هست،مادرکشورمان شبکه ی خصوصی نداریم پس اگر انتظاراتی هرچند سخت باشد فشارش فقط و
فقط بر همین سازمان است.
در شرایطی که همه ی کشور های دنیا امروزه از تلویزیونشان نهایت استفاده را
برای رسیدن به اهداف ملی و فراملی خود دارند،تلویزیون ما پخش سریال های کره ایی و
ساخت جنگ های لودگی را در اولویت کار خود قرار داده است.
در شرایی که در کشور لبنان و در شبکه ی المنار مد اسلامی قرار داده می شود
تا جوانانشان با این چنین لباس های اسلامی و دینی آشنا شوند ما روزانه در ماه
مبارک رمضان ختم یک جز قران می گزاریم که بارمان را بسته باشیم.
امروزه در حالیکه تلویزیون در سراسر دنیا نقش عظیم فرهنگ سازی را بر عهده
دارد ما چشم و گوش بسته فرهنگ غنی مصرف گرایی غربی را در سریال هایمان نشان میدهیم
و شاد با چشمان کاملا" بسته بر شرایط
جامعه مان پز 80 درصد بیننده ی مان را میدهیم.
اگر تلویزیون در کشورمان همین چند شبکه ی معروف رادارد ما به خودمان اجازه
ی هر نقدی را می دهیم،اگر می خواهیم یک باشیم و تک باشیم باید بسیار بهتر ازین عمل
کنیم.
امروز حدود 29 سال از انقلاب می گذرد تلویزیون ما برای این انقلاب چه
کرد؟در راستای اهداف بلند شهیدان انقلاب و در ادامه شان شهدای جنگ چه کرد؟
آیا غیر ازین است که به جای ساخت فیلم هایی از اسطوره های انقلابی خودمان
دست به دامان تاریخ کره شده ایم؟
کارشناسی ها در برنامه ها بسیار ضعیف است گرچه چندی است که یک همچین قسمتی
اضافه شده است بر تیتراژ برنامه هایمان..........
چه کارشناسی پزشکی وجود دارد؟ که بعد از پایان مجموعه اغما عده ایی
ازپزشکان اعتراض می کنند.
پس ضعف کارشناسی در فیلم ها حتی از کارگردان های سینما که به تلویزیون
آمده اند(حاتمی کیا و فیلم حلقه ی سبز) دیده می شود.
چیزی که سالیان سال در دنیا حل شده است برای ما معضل شده،کشور های توسعه
یافته از تبلیغات شرکت های خود در تلویزیون هم به نفع فرهنگ کشورشان استفاده می
کنند اما ما در تبلیغات تلویزیونیمان شعور بیننده را به بازی میگیریم و دل خوشیم
به 80 درصد یا بیشتر مردمی که از روی بیکاری نه از روی یادگیری به تلویزیون پناه
میبرند.(تبلیغات استفاده ی بهینه از گاز)
در تبلیغاتمان یک فرهنگ خاص را به سخره می گیریم،تا اینکه بقیه ی مردم
کشورمان بیشتر بفهمند. آخر کجای دنیا فرهنگ یک قسمت از کشورشان را فدای همه ی کشور
می کنند(تبلیغات استفاده ی بهینه از گاز)
ما به عنوان دانشجویان جامعه شناسی این ضعف ها را دیده ایم که البته بعضی
از آن ها را هم ذکر نکردم.اما این نشانه ی یادگیری است اگر مردم از قشر دانشجو
انتظار دارند که صدا یشان را برسانند اکنون ما فریاد شدیم بر اعتراض به این روند نزولی تلویزیون دولتی
مان از طرف هر آنکه دلسوز کشورش و آینده ی آن است.حالا چه قشر دانشجو چه غیر
دانشجو...........در آخر باید بگویم که تلویزیون ما برنامه های خوبی هم دارد و
بعضا" کارهای درستی را هم انجام داده که در فوران اشتباهات کارشناسی برنامه
هایشان غرق شده است.
جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران است. اطلاعات پراکنده و خوبی در حوزه های مختلف جامعه شناسی، فلسفه ، هرمنوتیک و... دارد و بیشتر در تئوری های جامعه شناختی تبحر دارد تا پژوهش اجتماعی.
اباذری که در تهران و لندن تحصیل کرده با حضور موثر در حلقه مجله ارغنون راه خویش را از روشنفکران دینی و حلقه کیان جدا کرده است و آثار و افکار وی گهگاه توانسته در جامعه روشنفکری و دانشجویی ایران نقش آفرینی کند. مراد فرهادپور در مصاحبه ای گفته بود که غنی ترین کتابخانه جامعه شناسی در ایران، متعلق به اباذری است.
کتاب خرد جامعه شناسی او ، از کتابهای ارزنده در جامعه شناسی نظری است که به بررسی آرای هابرماس و هایدگر و لوکاچ و... پرداخته است و در مجموع پیوندی است میان فلسفه و جامعه شناسی! او خود در مقدمه کتاب می نویسد: ((جامعه شناسی بینشی است که از دل عقل روشنگری برخاسته است)) . حوزه مطالعاتی اباذری نیز غیر از نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی ادبیات است که آثار ادبی جهان و اندیشمندان و نویسندگان انقلابی روسی چون مایاکوفسکی و نیز افرادی چون باختین و داستایوسکی را تبیین و تحلیل می کند .
دکتر اباذری مقالات مختلفی درباره هرمنوتیک، هایدگر، هابرماس، جامعه شناسی ادبیات و... نگاشته که اکثرا در مجله ارغنون چاپ شده است
دکتر اباذری با دیدگاه انتقادی به جامعه ایران مینگرد و جامعه ما را دچار عدم بلوغ می داند که در مقاله (قهرجامعه با اصلاحات) به خوبی این مسئله راتحلیل کرده است.
وی از کاریزمای خاصی در میان دانشجویان دانشگاه تهران برخوردار است و طرز پوشش او، حضور در کلاس، نمره دادن، سیگار کشیدن، موی سر و نحوه رفتار با دانشجویان از وی شخصیتی متفاوت و محبوب ساخته است. در مجموع دکتر یوسف اباذری را می توان جامعه شناسی خوبی در ایران دانست که در حوزه تئوریک توانسته به موفقیت هایی دست پیدا کند.
از دست نوشته های قدیمی وی در آذر سال 81 در کلاس نظریه های دکتر اباذری مطلبی را در مورد امیل دورکیم و همبستگی اجتماعی را در این جا بیان می کنیم.
هدف دورکیم درباره همبستگی اجتماعی، مطالعه بنیان همبستگی است نه ارزیابی آن! او با تاکید بر
اصالت اجتماع، معتقد است که روابط جمعی ایجاب می کند که افراد با همدیگر همبستگی و انسجام داشته
باشند. دورکیم فردگرایی در عصر جدید را نیز از همبستگی اجتماعی متاثر می داند و معتقد است که
فردگرایی در متن همبستگی به وجود می آید. سوال دورکیم درباه این که چگونه افراد جمع می شوند و
بین آنها خشونت حکمفرما نمی شود، بر خلاف هابز که پاسخ را دولت مسلط می داند، از سوی دورکیم با
این پاسخ مواجه است که اخلاق و حقوق علت این مسئله است!
بر گرفته از وبلاگ با جامعه شناسان
شناسي آمريكا،واسم اوچنان با سنت جامعه شناسي آمريكا پيوندخورده است كه اسم هر كدام،خاطره ديگري را به ذهن مي آورد،كسي نيست جزء جامعه شناس شهير لوئيس كوزر،كه اصالتأ آلماني است.